تبلیغات
انقلاب اسلامی ، بیداری آخرالزمان - کنفرانس خبری شهید آیت - قسمت دوم
نویسنده :عباس جندقیان
تاریخ: چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 03:58 ب.ظ
شما در آنجایی که مردم ساوه آمدند پیش شما – شما گفته‌اید که بله ما با مردم هستیم و مجلس هم اگر چه شد ما به مردم مراجعه می‌کنیم.

آیت سپس اشاره کرد به آن جمله دکتر مصدق که در میدان بهارستان گفته بود مجلس اینجاست اما تفاوت ره از کجا تا به کجا کدام مجلس؟ آن مجلس قلابی شانزدهم بله. آن مجلس، مجلس توی مردم بود. اما این مجلس که مردم انتخاب کردند این نماینده مردم است این را مطابق قانون اساسی هیچ جا نگفته است رئیس جمهور یا هیچ مقام دیگری به هیچ وسیله‌ای بتواند مجلس را منحل کند. خوب وقتی که شما این صحبت را می‌کنید و چند جای دیگر حتی یک جای دیگر اوایل صحبتشان گفته‌اند که من اگر چه شد رفراندم می‌کنم من رفراندم را حالا ممکن است شم ابپرسید شما بپرسید آرای مردم است آرای مردم آیا من که اینجا نشستیم یا فلان بقال یا فلان نجار یا هر کس دیگر رئیس جمهور در این مورد با دیگران فرقی نمی‌کند قانون باید رفراندم را پیش‌بینی کرده باشد که در چه موردی و چه کسی این رفراندم را باید انجام بدهد حالا که زمان دکتر مصدق نیست که مجلس منحل بشود تازه آن مجلسی هم به ضرر انقلاب ملت ایران شد.


مجلس دوره هفدهم انحلالش مساوی شد با سقوط دکتر مصدق و این تذکری بود که آیت‌الله کاشانی در آن نامه تاریخی به دکتر مصدق داده بود روز 27 مرداد نامه نوشت و کودتا را پیش‌بینی کرد و صدها مسائل دیگر که در مباحث دیگر خواهیم گفت.


 

ترس از دیکتاتوری


تضعیف مجلس و انحلال مجلس، یعنی تقویت دیکتاتوری. هیچ شکی نیست و یکی از ناراحتیهای حضرات هم از من همین است در مجلس خبرگان به نمایندگان هم گفتم آقایان امکان اینکه من رئیس جمهور بشوم بیشتر است تا رهبر بشوم. چون من فقیه مرجع که نیستم ولی معهذا من دارم اختیارات رئیس جمهور را کم می‌کنم. چرا برای اینکه از دیکتاتوری می‌ترسم برای اینکه می‌ترسم یک انور سادات پیدا بشود (مثل اینکه سریعاً در مجلس هم ذکر شده) و کودتا کند ولی رهبر که نمی‌خواهد کودتا کند. شما فرماندهی کل قوا را بدهید به رهبری که در این نوارها هم اتفاقاً آمده است. فرماندهی کل قوا را بدهید، اختیارات مهم و اساسی را بدهید به رهبر و مجلس، این مسائل را من گفتم و بعد در همان مجلس البته اختیارات خیلی کم شد بدیهی است، به نفع ملت اختیارات البته در انحراف کم شد. در خدمت رئیس جمهور هر کاری می‌خواهد بکند رئیس جمهور، نخست‌وزیر و آن وقت اینها آمدند تیتر زدند برای من اول آن تیتر را که در آن اینجا نوشته است رئیس جمهور اختیار ندارد، خواسته بگوید که یعنی ما اختیاراتش را سلب کرده‌ایم. نه اختیاراتش را قانون سلب کرده است، اما این را توهین دانسته است. این را توطئه دانسته است. این روزنامه انقلاب اسلامی‌– رئیس جمهور را در 27 مهر به صورت مترسک کشید، حتی به دنیا هم مخابره شد، که رئیس جمهور یک مترسک است. من هم در مصاحبه‌های علنی‌ام گفتم. یادآور شدم که رئیس جمهور در ایران مثل رئیس جمهور در فرانسه در دوره جمهوری چهارم، نه جمهوری پنجم رئیس جمهوری که می‌تواند خدمت کند راهش باز است اما اگر خواست کودتا کند البته بنی‌صدر نیست. چند سال دیگر 50- 100 سال، 1000 سال دیگر، قانون اساسی را که برای یک روز نمی‌نویسند در همان مجلس حالا آقای بنی‌صدر چه گفت و یک جمله‌ای گفت که همه هم شنیدند گفت که من عاقل نیستم (حالا البته کلمه‌های دیگر گفت که حتی من آن کلمه هم نمی‌خواهم کلمه (رکیک باشد) اگر این ریاست جمهوری را قبول کنم خیلی خوب ایشان قبول کردند اشکالی هم ندارد اما این قضاوت روزنامه انقلاب اسلامی‌است قضاوت من نیست این مترسک است و اینجا هم کشیده است. آیا این اهانت است به مقام ریاست جمهوری یا اینکه من گفتم رئیس جمهوری در کانون اساسی م امثل پادشاه انگلستان است. یک مقام تشریفاتی یک مقام محترم، اما اختیارات کم. اختیارات عمده به دست مجلس است به دست نخست‌وزیر است و به دست رهبر است. البته اینها هم به نحوی تقسیم شده است که به هیچ وجه نمی‌توانند منحرف بشون دو خطا بروند. علت اینکه آقایان دارند از من انتقام می‌گیرند این است چون آن رئیس جمهوری که آنها درست کرده بودند، الآن برای شما توضیح می‌دهم، از شاه مقتدرتر، می‌توانست مجلس را منحل کند، قضاوت را باید منسوب می‌کرد. قوانین را می‌توانست وتو کند. فرمانده کل قوا بود. همه چیز دست آن رئیس جمهور بود. خوب اگر من یک فرد مغرض و جاه‌طلبی بودم، دو درصد که احتمال داشت من رئیس جمهور بشوم، خوب می‌گفتم من رئیس جمهور می‌شوم، این همه اختیارات، نه من نگذاشتم آن رئیس جمهور برای این ملت درست بشود. آن اختیارات را تقسیم کردیم. بین رهبری و مجلس و نخست‌وزیری تقسیم شده و تازه این مانده است. آن رئیس جمهور اگر درست می‌شد خیلی خوب حالا آقای بنی‌صدر می‌رفت فردا یک کسی دیگری می‌آمد. پس فردا یک کسی دیگری می‌آمد خیلی ساده سپر را عوض می‌کرد که در تاریخ بسیار داریم. چرا مشروطیت ما، مسیر آن عوض شد برای اینکه حتی اختیارات تشریفاتی شاه سوء تعبیر کرده بودند. البته طبق قانون اساسی شاه اختیاری نداشته ولی آن اختیارات ظاهری را واقعی قلمداد کردند و آن شد که دیدید به سر ملت ایران آمد مسائل دیگر که اینجا گفته شده است. که من بیان کرده‌ام.


 

تحریف روزنامه


این را عیناً از روی روزنامه می‌خوانم. تحریفی که انجام شده یکی از آنها اینجاست. «این بنی‌صدر تو جبهه ملی دوم است و اسلامی‌هم فکر نمی‌کند.» بنی‌صدر تو جبهة ملی دوم بود با همین هدایت‌الله متین دفتری، شاپور بختیار، همکاری داشت تا اینجا مورد تأیید ما است. آقای بنی‌صدر من نمی‌توانم منکر بشوم که جبهه ملی دوم در سال 39- تا سال 43 تقریباً ادامه داشت بعد هم در جریان پانزده خرداد هیچ نقشی نداشت و حتی پانزده خرداد و محکوم کرد جبهه ملی دوم تا آن موقع ادامه داشت. بعد هم گفتند ما سیاست صبر و انتظار را پیش می‌گیریم. آقای بنی‌صدر عضو این جبهه بود آقای شاهپور بختیار هم عضو این جبهه بود. این را هیچکس نمی‌تواند انکار کند عضو جبهه بود و نگویید شاهپور بختیار را کسی آن موقع نمی‌شناخت، شاهپور بختیار از 1330 که اسناد خانه سدان به دست آمده بود که هنوز این ماجرا ادامه دارد، هنوز اسماعیل رائین کشته می‌شود که نتواند بقیه اسناد را منتشر کند. اسنادی که به دست آمد معلوم شد که این آقا تنطفش را در کنفرانس بین‌المللی کار شرکت نفت انگلیس تهیه کرده یکی از علل اختلافات آیت‌الله کاشانی با دکتر مصدق هم همین بود. می‌گفت چرا رضا فلاک، چرا شاهپور بختیار چرا بیات، چرا این عناصر فراماسون را گذاشتید در شرکت نفت و سایر کارها. مصدق درباره یک یاز آنها پایم داده بود که توبه کرده است. آیت‌الله کاشانی جواب دادند خیلی خوب توبه کرد کسی که زناکار است کسی که قاتل است که نمی‌آیند پیشنمازش کنند. فوقش توبه کرده او را می‌بخشند ولی دیگر او را امام جماعت که نمی‌کنند. مسئله این است حالا قسمت انحرافش بنی‌صدر دو سال قبل از انقلاب با شاهپور بختیار با دکتر صدیقی برنامه داشت، تماس داشتند و به شاهپور بختیار گفتند تو نخست‌وزیر بشو و ما تو را از جبهه ملی بیرون می‌کنیم که اگر امام مرد تو را وزیر و نخست‌وزیر کنیم «اینها اصلاً در اینجا امام مرد معنی ندارد امام مرد یعنی چه؟ جمله‌ای که من گفته‌ام اینست اولاً بحث بنی‌صدر دیگر نیست. بحث جبهه ملی است گفتم این جبهه ملی چهارم است سومش را آقای بنی‌صدر در اروپا تشکیل دادند. تقریباً ارگان آن هم خبرنامه بود. بله جبهه ملی سوم را آقای بنی‌صدر با بعضی از افراد در اروپا تشکیل دادند که همین آقای سلامتیان که الآن رئیس دفتر هماهنگی رئیس جمهور با مردم است شم ابه دوستانی که در اروپا تحصیل کردند و به تشریفات مراجعه کنید، فحش می‌داد به جبهه ملی سوم و بنی‌صدر و حالا بنی‌صدر پرست شده، باید از ایشان پرسید. این را هم خارج از برنامه اشاره کنم که آقای بنی‌صدر را من در اینجا گفته‌ام اسلامی‌نیست البته منظور این نیست که مسلمان نیست یعنی ملی است. ملی گرا است نه اسلامی‌گرا، دلیلم چی است؟ دلیلم همین روزنامه خبرنامه است. که زیر نظر ایشان بود اولین شماره خبرنامه در اردیبهشت ماه سال 1347 منتشر شد. دوستان بعد می‌توانند به من مراجعه کنند و این را من به آنها نشان خواهم داد. آخرین شماره‌اش در بهمن 1357، یعنی ده سال، البته در عرض این ده سال جز ضمیمه‌ها که جدا است 56 یا 57 شماره منتشر شده است. خوب در اولین شماره شما مراجعه کنید به هر روزنامه، کیهان به اطلاعات به همه روزنامه‌های طاغوتی اولین شماره‌شان را لااقل به نام خدایی، به یاری خدایی با بسم‌الله شروع می‌کند. اگر شما در این اولین شماره یک اسم از خدا پیدا کردید من تمام صحبتهایم را پس می‌گیریم. نه به نام خدا، نه به یاری خدا، بالایش هم تیتر زده، استقرار حکومت ملی هدف جبهه ملی ایران است، بالایش با خط درشت در تمام این شماره‌ها تا بهمن 57 که نظام سقوط کرده یا همه می‌دانستند که دیگر سقوط می‌کند آن شعار درشت را ریز آن بالا نوشته، استقرار حکومت ملی هدف جبهه ملی است و زیر آن درشت نوشته، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی‌خواست ملت ایران است و بعد برای اینکه بتواند این وضع را توجیه کند نوشته است در متن آن حکومت ملی همان حکومت اسلامی‌است، ملی یعنی اسلامی، این جمله را نوشته خوب حالا این به اصطلاح جمله معترضه بود. من هیچوقت نگفتم امام، اصلاً این امام مرد به جمله نمی‌خورد. من این چنین گفتم که اینها (اسناد آن هم الآن است) در امید ایران، در جاهای دیگر، که طرفداری هم از اینها می‌کرد منتشر شد اینها بختیار را ظاهراً از جبهه ملی بیرون کردند. چرا؟ عبا همینجور به من گفتند و همه جا هم گفتند، بختیار را با امام قبول می‌کند که خیلی خوب سنگ مفت و کلاغ مفت و بختیار هم هست و ما هم به حکومت رسیدیم. یا امام قبول نمی‌کند ما هم در پشت پرده با او همکاری خواهیم کرد تا پیروز بشود. دکتر صدیقی و شاهپور بختیار و ... و ... حتی در آن موقعی که مردم داشتند انقلاب می‌کردند و انقلاب به اوج خود رسیده بود در آنجا به این صورت جبهه ملی را می‌دید رادیو لندن می‌گفت؛ بزرگترین جبهه مخالف، روزنامه آیندگان تیتر می‌زد که امروز جبهه ملی تظاهرات را ترتیب داد و رهبری کرد.


جبهه ملی می‌خواست به نام امام تظاهرات را منحرف کند. خوب یادم است یک روز یکشنبه بود. جبهه ملی اعلام تعطیل عمومی‌کرد البته به نام امام، چون چهار تا طرفدار هم نداشت حتی برای شورای مرکزیش هم آدم کم می‌برد. بعد امثال ابوالفضل قاسمی‌از آن در آمدند که ساواکی هستند. می‌دانید و خیلی‌های دیگر بله اعلام تعطیل عمومی‌کرد ولی امام مخصوصاً روز بعدش را تعطیل عمومی‌کرد. که نشان بدهد که قضیه از چه قرار است. من گفتم نه آنها با شاهپور بختیار تبانی داشتند. شاهپور بختیار شناخته شده بود، شاهپور بختیار در سال 35 حزب ایران اعلامیه داد و دکترین خائنانه آیزنهاور را تأیید کرد. دکترینی که آیزنهاور بعد از جنگ کانال سوئز مطرح کرده بود بخاطر شکست عبدالناصر و به خاطر شکست نهضت مردم مصر و ملت عرب مطرح کرده بود که وضع خلاء در خاورمیانه ایجاد شده و باید خلاء را پر کنیم. و براساس همان دکترین بودند که در لبنان اردن مداخله کرد. ولی همین بختیار و همپالگی‌هایش آن دکترین آیزنهاور را تأیید کردند. بختیار یک عنصر ناشناخته‌ای نبود که آقایان امضایشان را کنار اعضای او گذاشتند، آن هم چه موقع؟ بعد از مدتها که ملت ایران مبارزه کرد، اینها را من قبلاً گفته‌ام، مراجعه کنید به روزنامه اطلاعات، درج شده، و در جاهای دیگر هم من این مسائل را گفته‌ام.


بعد از مدتها که ملت ایران مبارزه کرد یک دفعه سر و کله جبهه ملی پیدا شد. از سال 42 تا سال 56 اسم جبهه ملی هم نیست.


کاپیتولاسیون می‌شود شما می‌بینید آقایان جبهه ملی در داخل، حالا در خارج که خوب آسان است بعضی از آقایان هم چون خارج بودند خوب به اوضاع داخلی آشنا نیستند. می‌گویند آب سر بالا برود قورباغه هم ابوعطا می‌خواند. در خارج ضد شاه حرف زدن که کار مشکلی نبود و در داخل آقایان هم نمی‌خواستند حرف بزنند. چون آقایان تا آخر بار هم می‌گفتند ما سلطنت را رد نمی‌کنیم. در داخل شما یک اعلامیه پیدا کنید که جبهه ملی، آقای دکتر سنجابی آقای ابوالفضل قاسمی‌که خوب از سال 43 با ساواک همکاری می‌کرده باشند و کاپیتولاسیون را رد کرده باشند. آن کاپیتولاسیونی که امام آن نطق را کرد و بعد تبعید شد نشان دادند آقایان ما هم گفتیم بله این جبهه ملی، این خط بدلی است ایه خط انقلابی نیست این بحث مفصل است که یک تز و تئوری ثابت شده است و من برای شما خواهم گفت فقط اشاره می‌کنم که:


استعمار بعد از اینکه وارد ایران شد، زمان فتحعلی شاه، حمله روسیه مواجه شد با نیروی مردم مسلمان، دید مردم مسلمان حاضرند تا آخرین قطره خونشان ریخته شود ولی زیر بار کفر و استعمار نروند. در صدصد برآمد که اسلام را از بین ببرد. تبلیغات ضد اسلامی‌و بعد آوردن رضاخان روی کار، همه برای اسلام زدائی بود. اما یک کار دیگر هم کرد و آن کار این بود که می‌خواست نیروهای اسلامی‌را از پشت سر روحانیت کنار بکشد. همین کاری که الآن هم می‌خواهد بکند. این شد که چند خط انقلابی نما درست کرد، فراماسوم را تشکیل داد. دم از حکومت قانون زده دم از ملیت زد آقای ملکم خان را مثلاً مقابل حاج شیخ فضل‌الله نوری، علم کرد. این است که شیخ فضل‌الله نوری که خودش ضد استبداد بود و می‌گفت من مشروطه مشروعه می‌خواهم، می‌گفت مشروطه‌ای که از سفارت انگستان بیاید به درد ما نمی‌خورد و کسی که حاضر نشد حتی موقعی که می‌خواستند او را بکشند، پرچم روسیه را بالای سر خودش بزند، می‌رود بالای دار، گردانندگان مشروطه ما امثال تقی‌زاده می‌شوند تقی‌زاده‌ای که قرارداد 1312 را بست تقی‌زاده‌ای که خیانتهای دیگر را کرد که این خطر بدلی همانطوری که گفتم داستانش زیاد است. همین خط بدلی در زمان ملی شدن نفت هم بوجود آمد. در آن موقع هم در 30 تیر ملت قیام کرد و حکومت قوم‌السلطنه را ساقط کرد. دیدند خوب مذهبی‌ها به رهبری آیت‌الله کاشانی، گفتند باید مردم را از پشت سر آیت‌الله کاشانی پراکنده کرد و این کار را کردند در 28 مرداد، مقایسه کنید یا 30 تیر شاه سر کار، قوام‌السلطنه سر کار، ولی ملت قیام کرد و مصدق مستعفی را سر کار آورد.


ولی 28 مرداد شاه فراری، دکتر مصدق نخست‌وزیر و وزیر دفاع و سایر اختیارات ولی به قول خودشان چند نفر فاحشه و چاقوکش توانستند آن نظام را به هم بریزند، چون دیگر کاشانی از اثر افتاده بود. همین جریان در این را نهضت هم داره تعقیب می‌شود و تمام جملاتی که متوجه من می‌شود علت آن اینست که من این را می‌دانم و این را بارها گفته‌ام. این مسئله را من می‌دانم و گفته‌ام و همه جا هم گفته‌ام و همه جا هم خواهم گفت اینها برای اینست که حرف آیت و دیگر تأثیر نداشته باشد.


خوب حالا یک قسمتهای دیگر را هم بخوانیم خوب این روزنامه‌ای که دم از تقوی و اسلام می‌زند اشکالی نداشت بیایند نوار من را بی‌کم و کاست پیاده کند. طرح توطئه توسط دکتر حسن آیت (تیتر) چرا این را زده. برای اینکه آدمی‌که می‌رود فقط این کلمه را بالا می‌خواند. خوب تو نوار را می‌زدی و تعبیر و تفسیر را می‌گذاشتی به مردم.


نوشته در حالی که نوشته است طرح توطئه توسط دکتر حسن آیت، که البته من اعلام جرم کردم چون این یک جرم است که روزنامه مرتکب شده اعلام جرم هم در این پوشه است بعد خدمت بعضی از آقایان داده شد و بعد اعلام جرم مفصل‌تر من خواهم کرد.


در این روزنامه نوشته: اطلاع یافتم که دکتر حسن آیت در صحبتهایی که نوار آن به دست آمده علیه بنی‌صدر به فعالیتهای مخفیانه‌ای مشغول است خوب شما اگر اطلاع پیدا کردید چرا افراد مورد نظر را معرفی نکردید. اصلاً خیانت است اگر من توطئه کردم. خوب شما از آنجایی که نوار به دستشان آمده این نوار دهنده یا جاسوس بوده یا بالاخره یک کسی بوده. خیلی خوب، چه اشخاصی در مجلس بودند، دستگیر کنید. خود نوار دهنده را دستگیر کنید. اگر من توطئه کردم من مستحق اعدام هستم کسی که علیه جمهوری اسلامی‌توطئه کند باید اعدامش کرد اگر چنین چیزی ثابت بشود که خیال توطئه در مغز من بوده من حاضرم دواطلبانه اعدام بشوم.
موضوع: شهید آیت،

جستجو در وبلاگ
درباره من
موضوعات
لینک های مفید
فروشگاه مجله و کتاب الکترونیکی کیوسک 724
گالری والپیپر و عکس پس زمینه والپیپرهای ایرانی
قالب های حرفه ای وبلاگ
مجله تفریحی سرگرمی جزیره نشین
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :